سقــــــــــــــوط

وقتی که گل در نمیاد سواری اینور نمیاد
کوه و بیابون چیچیه
وقتی که بارون نمیاد ابر زمستون نمیاد
اینهمه ناودون چی چیه

حالاتو دست بی‌صدا دشنه ما شعر و غزل
قصه مرگ عاطفه خوابهای خوب بغل بغل
انگار باهم غریبه‌ایم خوبی ما دشمنیه
کاش من و تو می‌فهمیدیم اومدنی رفتنیه
تقصیر اینقصه‌ها بود تقصیر این دشمنها بود
اونا اگه شب نبودن سپیده امروز با مابود
سپیده امروز با ما بود

کسی حرف من رو انگار نمی‌فهمه
مُرده، زنده،خواب و بیدار نمی‌فهمه
کسی تنهاییم رو از من نمی‌دزده
درد ما رو در و دیوارنمی‌فهمه
واسه تنهایی خودم دلم می‌سوزه
قلب امروزی من خالی‌تر ازدیروزه

سقوط من در خودمه سقوط ما مثل منه
مرگ روزهای بچگی از روز به شبرسیدنه
دشمنیها مصیبته سقوط ما مصیبته
مرگ صدا مصیبته، مصیبته،حقیقته
حقیقــته، حقیقـته

تقصیر این قصه‌ها بود تقصیر این دشمنهابود
اونا اگه شب نبودن سپیده امروز با ما بود
سپیده امروز با مابود

 

/ 3 نظر / 32 بازدید
وحید

درود بر تو عشق داریوش عزیز. منم حال میکنم با فریاد زیر آب.چشم من.چکاوک و خیلی های دیگش. میخواستم ازت دعوت کنم توی وبلاگ من هم که یه وبلاگ گروهی هست شرکت کنی و مارو با داریوش عزیز مزین کنی.همین مطالب رو اونجا هم به اشتراک بگذاری. دعوتنامه به ایمیلت ارسال شده. عاشق باشی و سلامت.بدرود.

مهتاب عشق

کسی حرف من رو انگار نمی‌فهمه مُرده، زنده، خواب و بیدار نمی‌فهمه کسی تنهاییم رو از من نمی‌دزده درد ما رو در و دیوار نمی‌فهمه واسه تنهایی خودم دلم می‌سوزه قلب امروزی من خالی‌تر از دیروزه[گل][گل][گل]

وحید

چشمت بی بلا. سالاری رفیق.