آهای مردم دنیا

1. آهای مردم دنیا

آهای مردم دنیا، آهای مردم دنیا
گله دارم گله دارم
من از عالم و آدم گله دارم، گله دارم

آهای مردم دنیا، آهای مردم دنیا
گله دارم، گله دارم
من از دست خدا هم گله دارم، گله دارم

شما که حرمت عشق رو شکستید
کـــمر به کشتن عاطفه بستید
شما که روی دل قیمت گذاشتید
که حرمت عشق رو نگه نداشتید

آهای مردم دنیا، آهای مردم دنیا
گله دارم، گله دارم
من از دست خدا هم گله دارم، گله دارم

فریاد من شکایت یه روح بی‌قراره
روحه که خسته از همه زخمی روزگاره
گلایه من از شما حکایت خودم نیست
برای من که از شما سوختم و گم شدم نیست

اگه عشقی نباشه آدمی نیست
اگه آدم نباشه زندگی نیست
نپرس از من چه آمد وای سر عشق
جواب من بجز شرمندگی نیست

آهای مردم دنیا، آهای مردم دنیا
گله دارم، گله دارم
من از عالم و آدم گله دارم، گله دارم

آهای مردم دنیا، آهای مردم دنیا
گله دارم، گله دارم
من از دست خدا هم گله دارم، گله دارم


2. گفتگو با دل

به تو می‌گم که نشو دیوونه ای دل
به تو می‌گم که نگیـر بهونه ای دل

من دیگه بچه نمی‌شم آه
دیگه بازیـچه نمی‌شم
من دیگه بچه نمی‌شم آه
دیگه بازیـچه نمی‌شم

به تو می‌گم عاشقی ثمـــر نداره
واسه تو جز غم و دردسر نداره

من دیگه بچه نمی‌شم آه
دیگه بازیـچه نمی‌شم
من دیگه بچه نمی‌شم آه
دیگه بازیـچه نمی‌شم

عقـلم رو زیر پا گذاشتی رفتی
تو من رو مبتلا گذاشتی رفتی
به غم زمونه ای دل
من رو جا گذاشتی رفتی
به خدا من رو رسوا کردی ای دل
همه‌جا مشتم رو وا کردی ای دل
فتـنه بر پا کردی ای دل
من رو رسوا کردی ای دل

می‌دونم تو دیگه عاقل نمی‌شی
تو دیگه برای من دل نمی‌شی
می‌دونم تو دیگه عاقل نمی‌شی
تو دیگه برای من دل نمی‌شی

من دیگه بچه نمی‌شم آه
دیگه بازیـچه نمی‌شم

به تو می‌گم که نشو دیوونه ای دل
به تو می‌گم که نگیـر بهونه ای دل

من دیگه بچه نمی‌شم آه
دیگه بازیـچه نمی‌شم
من دیگه بچه نمی‌شم آه
دیگه بازیـچه نمی‌شم

به تو می‌گم عاشقی ثمـــر نداره
واسه تو جز غم و دردسر نداره

من دیگه بچه نمی‌شم آه
دیگه بازیـچه نمی‌شم
من دیگه بچه نمی‌شم آه
دیگه بازیـچه نمی‌شم


3. آینه

رو می‌کنم به آینه رو به خودم داد می‌زنم
ببین چقدر حقیـــر شده اوج بلند بودنم
رو می‌کنم به آینه من جای آینه می‌شکنم
رو به خودم داد می‌زنم این آینه‌ست یا که منم

من و ما کم شده‌ایم خسته از هم شده‌ایم
بنده خاک، خاک ناپاک خالی از معنای آدم شده‌ایم
رو می‌کنم به آینه رو به خودم داد می‌زنم
ببین چقدر حقیـــر شده اوج بلند بودنم

دنیا همون بوده و هست حقارت ما و منه
وگرنه پیش کائنات زمین مثل یه ارزنه
زمین بزرگ و باز نیست دنیای رمز و راز نیست
به هر طرف رو می‌کنم راه رهایی باز نیست

من و ما کم شده‌ایم خسته از هم شده‌ایم
بنده خاک، خاک ناپاک خالی از معنای آدم شده‌ایم

دنیا کوچیکتر از اونه که ما تصور می‌کنیم
فقط با یک عکس بزرگ چشمهامون رو پر می‌کنیم
به روز ما چی اومده من و تو خیلی کم شدیم
پاییز چقدر سنگینی داشت که مثل ساقه خم شدیم

من و ما کم شده‌ایم خسته از هم شده‌ایم
بنده خاک، خاک ناپاک خالی از معنای آدم شده‌ایم

رو می‌کنم به آینه رو به خودم داد می‌زنم
ببین چقدر حقیـــر شده اوج بلند بودنم

رو می‌کنم به آینه من جای آینه می‌شکنم
رو به خودم داد می‌زنم این آینه است یا که منم
رو می‌کنم به آینــــــــه



4. به خیالم)تکیه بر باد(


به خیالم که تو دنیا واسه تو عزیزترینم
آسمونها زیر پامه اگه با تو رو زمینم
به خیالم که تو با من یه همیشه آشنایی
به خیالم که تو با من دیگه از همه جدایی
من هنوزم نگرانم که تو حرفهام رو ندونی
این دیگه یه التماسه من می‌خوام بیای بمونی

من و تو چه بی‌کسیم وقتی تکیه‌مون به باده
بد و خوب زندگی من رو دست گریه داده
ای عزیز هم قبیله با تو از یه سرزمینم
تا به فردای دوباره با تو هم قسم‌ترینم

من هنوزم نگرانم که تو حرفهام رو ندونی
این دیگه یه التماسه من می‌خوام بیای بمونی

بد و خوبمون یکی دست تو تو دست من بود
خواهش هر نفسم با تو هم‌صدا شدن بود
با تو هم‌قصه دردم هم‌صداتر از همیشه
دوتا هم‌خون قدیمی از یه خاکیم و یه ریشه

من هنوزم نگرانم که تو حرفام رو ندونی
این دیگه یه التماسه من می‌خوام بیای بمونی

من هنوزم نگرانم که تو حرفهام رو ندونی
این دیگه یه التماسه من می‌خوام بیای بمونی

این دیگه یه التماسه من می‌خوام بیای بمونی
این دیگه یه التماسه من می‌خوام بیای بمونی

من هنوزم نگرانم که تو حرفهام رو ندونی
من هنوزم نگرانم که تو حرفهام رو ندونی


5. نیایش


خدایم خدایم آه ای خدایم
صدایت می‌زنم بشنو صدایم
شکنجه‌گاه این دنیاست جایم
به جرم زندگی این شد سزایم

آه ای خدایم بشنو صدایم
مرا بگذار با این ماجرایم
نمی‌پرسم چرا این شد سزایم
آه ای خدایم بشنو صدایم
گلویم مانده از فریاد و فریاد
ندارد کس غم مرگ صدا را

به بغض در نفس پیچیده سوگند
به گلهای به خون غلطیده سوگند
به مادر سوگوار جاودانـــــه
که داغ نوجوانان دیده سوگند
خدایا حادثه در انتظار است
به هر سو باد وحشی در گذار است
به فکر قتل عام لاله‌ها باش
که خواب گـل به گـل کابوس خار است

خدایم ای پناه لحظه‌هایم
صدایت می‌زنم با گریه‌هایم
صدایت می‌زنم بشنو صدایم

الهی در شب فقرم بسوزان
ولی محتاج نامردان مگردان
عطا کن دست بخشش همتم را
خجل از روی محتاجان مگردان

الهی کیفرم را می‌پذیرم
که از تو ذات خود را پس بگیرم
کمک کن تا که با ناحق نسازم
برای عشق و آزادی بمیـــرم

خدایم ای پناه لحظه‌هایم
صدایت می‌زنم با گریه‌هایم
صدایت می‌زنم بشنو صدایم


6. دل من


دل من دیگه خطا نکن
با غریبه‌ها وفا نکن
زندگی رو باختی دل من
مردم رو شناختی دل من

زندگی رو باختی دل من
مردم رو شناختی دل من

تا به کی سرا پا حقیقتی
تا به کی خراب محبتی
همنشین این و اون می‌شی
خسته و پریش و خون می‌شی
دشت بخت تو کویر می‌شه
مرغ آرزوت اسیر می‌شه

روبروت سراب
پشت سر خراب
روبروت سراب
پشت سرخراب

ساکت و صبوری دل من
مثل بوف کوری دل من
زندگی رو باختی دل من
مردم رو شناختی دل من

دل من دیگه خطا نکن
با غریبه‌ها وفا نکن
زندگی رو باختی دل من
مردم رو شناختی دل من

توی خون نشستی دل من
بی‌صدا شکستی دل من
زندگی رو باختی دل من
مردم رو شناختی دل من

ساکت و صبوری دل من
مثل بوف کوری دل من
زندگی رو باختی دل من
مردم رو شناختی دل من


7. سهم من


توی این دنیای بی‌حاصله بودن
با همه شکستگی‌های دل من
با همه تلخی قصه تو و من
من که حیفم میاد از گلایه کردن
ارزش گلایه من بیش از اینهاست
نه برای اون کسی که اهل سوداست
کسی که لحظه به لحظه رنگ دنیاست
من ساده به خیالم از خود ماست

سهم من از تو چه بوده غیر آزار
تویی که دنیا برات شده یه بازار
من تو رو به چشم یاری دیده بودم
تو من رو اما به چشم یه خریــــدار

ارزش گلایه من بیش از اینهاست
نه برای اون کسی که اهل سوداست

تو رو باید می‌شناختم که هزار تا چهره داشتی
روی احساس و دل من داشتی قیمت می‌گذاشتی
تو نتونستی بفهمی که وفا خریدنی نیست
چینی شکسته دل دیگه پیوند شدنی نیست

سهم من از تو چه بوده غیر آزار
تویی که دنیا برات شده یه بازار
من تو رو به چشم یاری دیده بودم
تو من رو اما به چشم یه خریــــدار

توی این دنیای بی‌حاصله بودن
با همه شکستگی‌های دل من
با همه تلخی قصه تو و من
من که حیفم میاد از گلایه کردن


8. با من از ایران بگو

یاور از ره رسیده با من از ایران بگو
از فلات غوطه‌ور در خون بسیاران بگو
باد شبگرد سخن‌چین پشت گوش پرده‌هاست
تا جهان آگه شود بی‌پرده از یاران بگو
با من از ایـــــــران بگو

شب سیاهی می‌زند بر خانه‌های سوگوار
از چراغ روشن اشک سیه‌پوشان بگو
پرسه یأس است در آوای این پتیارگان
از زمین از زندگی از عشق از ایمان بگو
سوختم آتش گرفتم از رفیق و نارفیق
از غریب و آشنا یاران هم پیمان بگو

زجه نام‌آوران زخمی به خاموشی نزد
از خروش نعره انبوه گمنامان بگو
قصه‌های قهرمانان قهر ویرانگر نداشت
از غم و خشم جهان‌ساز تهیدستان بگو
با زمستانی که می‌تازد به قتل عام باد
از گـُل خشمی که می‌روید در این گلدان بگو

یاور از ره رسیده با من از ایران بگو
از فلات غوطه‌ور در خون بسیاران بگو
باد شبگرد سخن‌چین پشت گوش پرده‌هاست
تا جهان آگه شود بی‌پرده از یاران بگو
با من از ایـــــــران بگو

/ 0 نظر / 14 بازدید