مارو باش یک روز بوسه میزنیم بر پاهایش

فردا تیشه میزنیم بر ساقه هایش

آنچنان که عیان میکنی نیستی،چهره ات پر از سیاهی است...

رفیق دزد بودی و شریک قافله!

با ما تا کردی با نارفیقان رفاقت!آنچنان که شدند حضرت!

گله ای نیست ...

منتظر زمانم که بگذرد تا روسیاهی را ببینم چهره بر کی می افکند!

نه پاییز نه زمستان!

بهارم آرزوست!!!

HOKA