تقدیم به داریوش و داریوشی ها ♥

 اونقد اوج گرفتیم که فکر سقوط نبودیم
 گرفتن فریادمون ما اهل سـکوت نبودیم
 تو صدای ما شدی که تو سکوت نمیریم
 حالا که دوری از ما جشن دلتنگی میگیریم


 تو گلستون چشمات ، دیـدم که گل رازقی بود
 همه ی شبگردی هام واسه زوال عاشقی بود
 اوج غم صدای تو، تو برادرجان ادا شد
 وعده ما کنار هم ، فردا لب دریـا شــد

 هر شب تو رویایی خودم دستات من میگیرم
 میدونی که به صلیب صدای تو خیلی اسیرم
 کنارم نشستی تو ، تـــــــو بـــیداری و خــواب
 هنوزم به انتظارت میشینم تو اون شام مهتاب

 سراب رد پای تو هنوزم رو دلـــم جـــــا داره
 واسه همینه نذاشتم کسی رو دلم پا بذاره
 دل من خطا کرد و باید تو اشتباهش بسوزه
 بهــــش وفا کرده ، باید تـــــو جفاش بسوزه

 به چشمم میگم اونکه رفته دیگه هیچ وقت نمیاد
 دلم میــــگه آتیش دلت ، یه دریا گریــــــه میخواد
 یاور همیشه مومن ، تو بمون نرو ســفر
 دل بکن از این جدایی ، منو با خودت ببر

 دوشنبه 12/09/91
مشهد
 
 ساعت 23:00
شعر از امیر نصیرپور و Hoka